ابراهيم عاملي ( موثق )

97

تفسير عاملي ( فارسي )

بد كرد [ مانند دزدى ] و يا به خود ستم كرد [ مانند تهمت و سوگند دروغ ] و پس از آن استغفار كرد و از خدا آمرزش خواست ميتواند در عالم ديگر از آمرزش و رحمت او بهره - مند شود ، و بدانيد 111 آن كه كسب و كارش گناه است بر زيان خود كار كرده چه خداوند داناى حكيم است كه آنچه كند شايسته بود . 112 اين است كه هر كس خود دست بگناه ميبرد و بيگناه را متّهم مىكند ، بار گناه و تهمت را آشكار بر دوش كشيده است پس [ اى پيغمبر بدان كه در برابر اين دسته ى خائن و گناهكار ] 113 اگر بخشش و مهر خداوند به تو نبود يك دسته ى آنها آهنگ آن داشتند : تو را گمراه كنند [ و از تو حكم بناحقّ بگيرند ] ولى آنها خود را گمراه كرده‌اند و نميتوانند به تو زيانى برسانند چون خداوند وحى و قرآن و حكمت به تو عنايت كرده است ، و علوم و قوانين به تو آموخته است كه اطَّلاعى از آنها نداشتى ، پس بخشش خداوند به تو بسيار بزرگ است [ كه پيغمبرت كرده است ] . سخن مفسّرين : « وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً » 105 طبرى : يعنى براى جانبدارى بنى ابيرق كه خائن هستند خصومت و معارضه با مردم مكن . « وَاسْتَغْفِرِ اللَّه » 106 طبرى : يعنى چون به خائن توجّه كردى كه از او دفاع كنى پس استغفار كن تا خدا اين گناه تو را بيامرزد . ابو الفتوح : ممكن است مقصود از استغفار تحصيل ثواب باشد نه آمرزش گناه چون در نظر ما استغفار طاعتى است مستقلّ . مجمع : مقصود تربيت مردم است كه در قضاوت تعجيل نكنند ، و بعضى گفته - اند : مقصود توجّه دادن پيغمبر ( ص ) است به اين كه چرا در دل خواستى براى خائن كمك كنى . تفسير عبده و الميزان : استغفار پيغمبر براى كومك خداوند است به او كه از احساس حبّ مسلم و بغض كافر محفوظ بماند تا به عدالت حكم كند . « وَلا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ » 107 ابو الفتوح : يعنى مجادله و خصومت از طرف آنها مكن كه دفاع كنى و جلوگيرى كنى از اتّهام آنها ، جمله ى